قریبه ی بی نشون |
نا گفته های گفتنی |
خدا مارو برای هم نمی خواست فقط می خواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست فقط خواست نیممونو دیده باشیم تموم لحظه های این تب سرد خدا از حسرت ما با خبر بود خودش مارو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود چه سخته مال هم باشیم و بی هم می بینم میری و میبینی میرم تو وقتی هستی اما دوری از من نه میشه زنده باشم نه بمیرم نمیگم دلخورم تقدیرم اما تو میدونی چه قدر دلگیر این عشق فقط چون دیر باید میرسیدیم داره رو دست ما میمیره این عشق تموم لحظه های این تب سرد خدا از حسرت ما با خبر بود خودش مارو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود خدا مارو برای هم نمی خواست فقط می خواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست فقط خواست نیممونو دیده باشیم ............
+نوشته شده درجمعه 9 مرداد1388ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط عاشق خالق |
+نوشته شده درسه شنبه 9 تیر1388ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | حالمان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه هر روز کم کم می خوریم سلام داشتم پست های قدیممو می خوندم زندگی چه ها که با آدم نمیکنه ............... خستم توان نوشتن ندارم توان موندن هم ندارم باید برم یا حق +نوشته شده درسه شنبه 26 آذر1387ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط عاشق خالق | +نوشته شده درپنجشنبه 6 تیر1387ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط عاشق خالق |
*;%'* مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه . اما روز پدر جوراب فروشي ها .حالا مي دوني شباهتشون چيه ؟ پول هر دو از جيب بابا مي ره !!! +نوشته شده درپنجشنبه 6 تیر1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | سلام امروز ۲۳/اردیبهشت /۱۳۸۷ دقیقا ۳۱ روز از عقدم میگذره امروز ماه گرد عقدمه تازه دارم از خرید میام از هر کسی که این پستم و می خونه می خوام واسم دعا کنه زندگی شیرینم شیرین تر از این جعبه شکلات بشه که الان پیشمه و زیبا تر و باطراوت تر از این گل روبروم باشه و خوش بو تر و معطر تر از این عطر داخل جعبه باشه من هم به ازای دعا های قشنگشون واسشون دعا میکنم همیشه عاقبت به خیر بشن و در پناه حق سالم و شاد باشن ممنون از همه ی اونایی که میان و به قریبه سر میزنن و این پست ها رو می خونن تا بعد یا حق علی یارتون +نوشته شده دردوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط عاشق خالق |
کودکی به کوچه باغی گذران +نوشته شده درسه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط عاشق خالق |
دل من باز گريست
+نوشته شده درسه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط عاشق خالق |
+نوشته شده درسه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط عاشق خالق |
منو ببخش منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم ![]()
+نوشته شده درسه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط عاشق خالق | پر بودم و سیر بودم و سیراب و لذتم تنها این که ... آری کارم سخت است و دردم سخت و از هرچه شیرینی و شادی وبازی است محروم اما... این بس است که می فهمم ! خوب است ... احمق نیستم ( شعر از دکتر علی شریعتی) +نوشته شده درسه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط عاشق خالق | سلام می خوام بیام و بنویسم ولی نمیدونم از چی .............. باید از کجا شروع کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چند مدت دیگه میام شاید با دست پر شایدم دست خالی ............. فعلا یا حق............ +نوشته شده درسه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | سلام عزیزان بهتره بگم سلام مینا چون وبلاگو فقط خودم می نویسم و فقط خودم می خونم ............ سلام مینا ............خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - آره خوبم از ساله جدید چه خبر؟؟؟؟؟؟ - داره میرسه همین........... امسالم با تمام سالای دیگم فرق می کنه متاهد شدم به خودم به دیگران به زندگیم به همه .................. این که خوبه............... - آره خوبه .............امید وارم همیشه همین جوری خوب بمونه -خدایا شکرت عیدتم مبارک -عید تو هم مبارک باشه قریبه ی بی نشونه من «امید وارم نشونه هاتو پیده کنی .......» +نوشته شده درچهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط عاشق خالق | حالم خیلی بده............... نه شاید خیلی عصبانیم ................... باید برم ازش عضر خواهی کنم ............... باهاش بد حرف زدم ................. خدا یا چرا این قدر پرخاش گر شدم................. کمکم کن.................
+نوشته شده دریکشنبه 5 اسفند1386ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | به همین سادگی رفتی بی خدافظی عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم به همین سادگی گم شد کل عشقمون تو دستم گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی تورو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوستت ندارم... این را به خدا گفتم به سختی من اگه دوستت نداشتم توی غمهات نمیمردم هر چی غم تو دنیا داشتی واست ازبین نمیبردم اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم داری آب میشی میمیری اینواز همه شنیدم دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی از یادم نمیری عمرم مثل اه سینه سوزی تورو جون اون چشاتون که نفس نفس خدا شد از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد تو که تنها نمیمونی من تنها را دعا کن خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن دست تو اول عشقه بسپارش دست یک یار یاری که گریه را سر داد مثل نادی پشت دیوار +نوشته شده درشنبه 4 اسفند1386ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط عاشق خالق |
+نوشته شده درچهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | خواستم فراموشت کنم اما خیالت نمی زاشت به غیر دیونه شدن راهی جلو پام نگذاشت من و هرگز نبخش ای مهربونم همیشه بد بودم این و خوب می دونم بهتره نشناسی من و منی که با تو بد بودم تنها از عشق و عاشقی شکستنو بلد بودم لایق بودنت نبود من حقیرم می دونم حقمه تا آخر عمر تنهای تنها بمونم من و هرگز نبخش ای مهربونم همیشه بد بودم این و خوب می دونم زندگی زندونه و بس وقتی نباشه هم زبون ................
+نوشته شده درچهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | سلام ای غروب غریبانه ی دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای گرمی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خدا حافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دل های خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خدا حافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نو بهار همیشه قریبه ی بی نشون ........... +نوشته شده درچهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | با یه شکلات شروع شدمن یه شکلات گذاشتم تو دستش اون هم یه شکلات گذاشت تو دست من من بچه بودم اون هم بچه بود سرمو بالا کردم اونم سرشو بالا گرفت دید من و می شناسه خندیدو گفت دوستی گفتم دوسته دوست گفت تا گجا؟گفتم دوستی که تا نداره گفت قبول تا مرگ خندیدم گفتم من که گفتم تا نداره گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه نه نه نه تا نداره. گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم؟ تا بهشت تا جهنم؟ تا هرجا که باشیم با هم دوستیم .... ندیدمو گفتم دوست داری تا هرجا که دلت می خواد تا بزار اصلا یه تا بگیر از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمیزارم نگام کرد نگاش کردم باور نمی کرد اون میخواست حتما دوستس ما تا داشته باشه دوستی بدون تا رو نمی فهمید.گفت بیا بای دوستیمون نشون بزاریم گفتم باشه تو بزار گفت شکلات هر بار که هم دیگرو می بینیم یه شکلات مال تو یه شکلات مال من باشه؟ گفتم باشه من باید یه شکلات میزاشتم تو دست اون اونم یه شکلات تو دست من باز هم دیگرو نگاه میکردیم میگفتیم دوست دوست........ من تندی شکلاتمو باز میکردم میزاشتم تو دهنمو و تند و تند می مکیدم اون می گفت شیکمو ... تو دوست شکموی منی بعد شکلاتشو میزاشت تو یه صندقچه خیلی قشنگ می گفتم بخورش می گفت تموم میشه می خوام تموم نشه....برای همیشه بمونه صندقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومشو نمی خورد همشو خورده بودم گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اون وقت چی کار می کنی؟گفت مواظبشون هستم می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که با هم دوستیم بعد من شکلاتامو میزاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه نه تا نه دوستی که تا نداره یک سال دو سال چهار سای هفت سال ده سال بیست سالش شده بود اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم من همه ی شکلاتامو خوردم اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته اون امده امشب خداحافظی کنه می خواد بره بره اون دور دورا میگه میرم ولی زود برمیگردم من که کیدونم میره و برنمیگرده یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم کفه دستشو گفتم این برای خوردنی یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش گفتم این هم آخرین شکلات برای اون صندق کوچیکت یادش رفته بود که صندوقشو بیاره برای شکلاتاش هردوتا رو خورد خندیدم میدونستم دوستی یه من تا نداره میدونستم دوستی یه اون تا داره مثل همیشه خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم اما اون هیج کدومشو نخورده حالا با یه صندق پر از شکلاتای نخورده می خواد چی کار بکنه؟ هرجا که هستی خوش باشی رفیق +نوشته شده درجمعه 7 دی1386ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | سلام عزیزان .............. یه خورده دیر اومدو واسه تبریک ولی همون روز به خودش تبریک گفتم تولد دوست خوبم سمانه جونه دیروز تولدش بود ولی ماامروز واسش جشن گرفتیم جشن که نمیشه گفت نهار رفته بودیم بیرون نمیدونید این گربه ها آسیمون کردن هرچی میگفتیم بابا این بلاله ما داریم باد میزنیم باورشون نمیشد ..... البته حق هم داشتن چون بوی کباب خیلی تابلو بود............... خلاسه از اول تا آخرش این گربه ها دست از سرمون برنداشتن ولی خوش گذشت ............ جای همه ی عزیزان خالی بود راستی من اومده بود چی بگم؟؟؟ آهان تبریک تولد سمانه جان مثل همه نمیگم اتمید وارم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال عمر کنی فقط میگم عمر با عزت داشته باشی عزیز........... تولدت مبارک ....... یا به قول گفتنی: لمس بودنت مبارک .......... +نوشته شده دردوشنبه 28 آبان1386ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | سلـــــــــــــــــــــــــــــــام ســــــــــــــــــــــــلام سلام سلام تبـــــــــــــریک تبریـــــــــــــــــــــــک تبریک تبریک میدونی چرا؟؟؟؟؟ ..................... .............................. اگه گفتی.... ................ ....................... خوب یه خورده بیشتر فکر کن....... ....................... ............................... آهان درسته...... ............. . روز جهانی دخترانه به همه ی آبجی های گل و دخمل خانم های گل و گلاب و نی ناز تبریک میگم .............. کلی منتظر موندم تا امروز یکی پیدا بشه بهم تبریک بگه دیدم نـــــــــــــــــــــــــــــه گفتم شاید هیچ کس از این جامع بشری خبر نداره امروز روز ما دخملاست .......... پاشدم بیام این جا حداقل خودم به دوستام تبریک بگم......... همین روزتون مبارک دخملای گل میلاد حضرت فاطمه معصومه هم بر تمام شیعیان مبارک .
+نوشته شده دردوشنبه 21 آبان1386ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | تف به این روزگار بی معرفت ............. همین ............. ........................... ............ ....
+نوشته شده درجمعه 20 مهر1386ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | علی کیست؟ علی نور زمان شاه زمند ماه زمین است علی راه بر ِ آن مرشد جبرئیل امین است علی دوست حق کودک ویرانه نشین است به ویرانه چراغ سری مثل علی نیست علی کیست؟ علی لغنه سرایی که سرودش دور گوش است نسیبش همه نیش است و کلامش همه نوش است علی راه نمایی که دلش پرز ِ خروش است علی یاور آن پیر زن مشک به دوش است مدد بان یتیمان پدری مثل علی نیست علی کیست؟ علی کیست؟ ................. ................... .......................... .................................... .. آنان که علی را خدا پندارند کفرش به کنار، عجب خدایی دارند ................................................... ............................ ........ +نوشته شده درسه شنبه 10 مهر1386ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط عاشق خالق |
بانمکه نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟
+نوشته شده درشنبه 7 مهر1386ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط عاشق خالق |
+نوشته شده درشنبه 7 مهر1386ساعت 11:38 قبل از ظهر توسط عاشق خالق |
سلام من عاشق این شعرم چون همیشه چیزایی که نمیتونستم بگم و با این شعر میگفتم و میگم دفعه ی بعد کاملشو میزارم همین عزت زیاد ... +نوشته شده درشنبه 31 شهریور1386ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط عاشق خالق |
سلام به همه البته نمیشه گفت همه چون کسی نیست که این مطالب و بخونه فقط خودمم و خودم بچه هایی هم که میان فقط به خاطر اینه که امدن کافی نت یا وقت زیاد آوردن یا بر حسب تصادف رو وبلاگ من کلیک کردن به هر حال فرقی نمی کنه ....................... هم می خوام از امروز بگم هم از چهار شنبه : امروز که بشه ۲۴/۶/۸۶ و روز تولد بنده که هیچ ولی چهار شنبه که خیلی بهم خوش گذشت رفته بودم جشن اونم جشن کــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟؟؟؟ آبجی نازم آره درسته آبجی ملس عزیزم جشن نامزدیش بود به من که خیلی خوش گذشت عالـــــــــــــــــــــــــــــــی بود امید وارم خوشبخت باشه و در کنار همسر خوبش هر جای این آسمون آبی که هستن پیروز و موفق باشن و در کنار همدیگه عمر باعزتی رو سپری کنن(آمین) من هم به عنوان خواهر داماد هم به عنوان خواهر عروس حضور داشتم که کلی بهم خوش کذشت ... و کلی هم ازم کار کشیدن که انشاالله عروسی خودم جبران کنن......... و اما تولد خودم که دست کمی از پارسال نداره و هیچ کس در کنارم نیست همه به هر عنوانی پی خودشون و زندگیشونن دیگه چی میشه کرد ................. بچه ها بد آدتمون کردن همش منتظریم یکی بیاد و سورپرایزمون کنه ولی خدایی هیچ تولدی مثه تولد ۱۷ سالگیم تو توپز برام پر هیجان نبود واقعا که سورپرایزم کرده بودن ............ یادش بخیر ......... نوزده سالگیمون هم تموم شد و رفتیم تو بیست............. خوش باشین .............. آرزوی امسالم هم اینه که : همه ی جونها در پناه حق باشن و زندگی باعزتی داشته باشن (آمین)
+نوشته شده درشنبه 24 شهریور1386ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | سلام امروز یه بگی نگی حالم گرفتس نمیدونم چرا!!! درضمن لازم دیدم یه موضوعی رو بگم :این که این جا رو فقط واسه دل خودم درست کردم قریبه ی بی نشون یعنی کسی که بهم نزدیکه ولی ازش نشونی نیست........... نمی دونم ............ هر کس بنا به شرایط و محیط از نوشته برداشت می کنه ........مگه نه............ برای همین لازم دیدم بگم که دوتا پست پایین کاملا جنبه ی شوخی داشته و هیچ منظوری ندارم امید وارم حد اقل از این پست سوء برداشت نشه همین عزت زیاد +نوشته شده درسه شنبه 20 شهریور1386ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط عاشق خالق |
مگه من چی گفتم ............... فقط گفتم که چی لازم دارم همه کتکم زدن مخصوصا این آبجی ملس.......... من که میدونم چرا ...چون گفتم بهم اندازه ی ۳ تا تولد کادو بدهکاره لجش گرفته من حالیم نیست هرکسی کادو بدهکاره برداره بیاره نزارین اسم ببرمااااااااااااااااااااااااا راستی چون تولدم افتاده تو ماه مبارک رمضان و میدونم همتون روزه هستین هیچ گونه پذیرایی نخواهیم داشت البته اگه دوستان بخوان می تونن چند روز قبل و نرسیده به ماه رمضان سورپرایزم کنن منتظر هدیه های نفیس شما هستیم
+نوشته شده دردوشنبه 19 شهریور1386ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط عاشق خالق | سلام دوستان امروز تولد آبجی نازم سمیه است اولا بهش تبریک میگم و امید وارم زندگی با عزتی داشته باشه بعدش این که باز شهریور شروع شد و ما ماتممون شروع شد که چی بخریم بابا آدم عاقل میاد به دوستاش میگه چی لازم داره که هم اونا سر درد نگیرن که چی بخرن هم یه کمکی به خودش بشه و از اون جایی که تولد خودم هم نزدیکه یاد دوستان بودم و نمی خوام که در خرید هدیه مشکل داشته باشن ................ پس از همین جا چیز هایی که لازم دارم و یا دوست دارم داشته باشم و می نویسم تا ببینیم چی میشه......................... شبا که می خوام قرآن بخونم خیلی عزیت می شم و نیاز زیادی به یه رحل دارم اگه پول بدین بهتره چون واسه خرید گوشی پولم کمه درضمن دوستانی که از گذینه های بالا انتخاب میکنن در قسمت نظرات بنویسن که چی قرار بخرن تا دوستای دیگه نرن و تکراری نخرن ممنون از همکاری شما عزیزان انشاالله جبران کنیم راستی اونایی که هدیه ی تولد بدهکارن یادشون نره .................(مخصوصا آبجی ملس) همین عزت زیاد +نوشته شده دریکشنبه 11 شهریور1386ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط عاشق خالق | |
الهی پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين مرداد 1388 تیر 1388 آذر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 پيوندها تنهای تنها(حاج چنگیز گل کارش معرکست) هم زبون (آقا مجتبی وبلاگ جدیده ی این داداشمم حرف نداره) همسفر(السید و آسمانش) طراح قالب آشناترین غریبه پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |